کد pr-9399  
نام لیلا  
نام خانوادگی والایی  
وضعیت جسمی نابینا  
نوع فعالیت علمی-فرهنگی ، خدماتی  
زبان فارسی  
تحصیلات لیسانس  
مهارت وکیل  
کشور ایران  
متن زندگی نامه گفت‌وگو با لیلا والایی، وکیل نابینا درباره قانونی که رأی نیاورد
حقوق نابینایان درجامعه دیده شود
یک ماه پیش آیین نامه اصلاح انتخابات مجلس در دستور کار بررسی نمایندگان قرار گرفت و ماده 26 آن‌که درباره نمایندگی افراد نابینا در مجلس بود رأی نیاورد. آنچه در این موضوع حائز اهمیت است صرفنظر از رأی آوردن یا نیاوردن این ماده قانونی، نگاه برخی از نمایندگان مجلس به این قشر بزرگ جامعه ماست.
راضیه کباری
سال‌ها پیش مجلس ایران، شاهد حضور دکتر خزائلی، به عنوان یک نماینده مجلس از بین نابینایان بود. او نمونه‌ای آشکار از نماینده‌ای دانشمند و پرتوان از این قشر محسوب می‌شد اما اینک در عصری که تکنولوژی بسیاری از نواقص و کمبودها را بخوبی پوشانده است برخی نمایندگان از طرحی حرف می‌زنند که به موجب آن افراد نابینا، اجازه شرکت در انتخابات مجلس را ندارند. در این زمینه با لیلا والایی وکیل نابینای دادگستری به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.
شما در مورد صحبت‌های اخیر برخی از نمایندگان در مورد شرکت نابینایان در انتخابات مجلس چه نظری دارید؟
در جلسه علنی مجلس، هنگام بحث در مورد اینکه نابینایان نیز می‌توانند در انتخابات مجلس شرکت کنند یا خیر متأسفانه علاوه بر اینکه نابینایان از حضور در مجلس محروم شدند حرف‌های توهین آمیزی هم از طرف یکی از نمایندگان مطرح شد و توانایی‌ها و قابلیت‌های افراد دارای نقص بینایی نادیده گرفته شد. در آن جلسه بیان شد «نماینده نابینا برای مطالعه قوانین، اعلام نظر و رأی دادن در مجلس با مشکل روبه‌رو است و مناسب‌سازی شرایط برای آنها بار مالی به همراه خواهد داشت و این با قانون اساسی مغایرت دارد.
مجلس نباید قانونی تصویب کند که برای دولت بار مالی در پی داشته باشد.» این صحبت که ورود نماینده نابینا برای دولت، بار مالی به همراه دارد از بی‌اطلاعی ایشان است. زیرا ایشان نمی‌دانند یک فرد نابینا چطور می‌تواند قوانین را مطالعه کند یا چطور می‌تواند به سیستم رایانه‌ای مجلس راه یابد و رأی خود را اعلام کند. احتمالاً ایشان تصور کرده‌اند فرد نابینا به یک کارمند نیاز دارد تا کمکش کند یا اینکه فکر کرده‌اند این قوانین باید به خط بریل تبدیل شوند تا نماینده نابینا بتواند به آنها دسترسی داشته باشد در حالیکه امروزه دسترسی به اطلاعات برای افراد نابینا به وسیله نرم افزارهای گویاساز صورت می‌گیرد. افراد نابینا حتی در مورد رأی دادن و مطالعه نیز می‌توانند مستقل عمل کنند.
گاهی شاهد تصویب قوانینی هستیم که از بی‌اطلاعی نسبت به وضعیت معلولان نشأت می‌گیرد، آیا این نمی‌تواند به این علت باشد که اقشار معلول نماینده‌ای در مجلس ندارند تا وضعیت آنان را تبیین کنند؟
سال 83 هم که قانون حمایت از معلولان به تصویب رسید اگر نمایندگانی از معلولان در مجلس حضور داشتند این قانون با این همه نقص تصویب نمی‌شد که در حال حاضر در اجرا با مشکل روبه‌رو شویم و مجبور شویم اصلاحیه قانون را بنویسیم و از مجلس بخواهیم دوباره آن را بررسی کنند.
در مورد قانون کاهش ساعات کاری زنان معلول اگر نماینده‌ای از نابینایان یا معلولان در مجلس حضور داشت مشکلات یک زن معلول را بخوبی بیان می‌کرد البته معلولیت دلیل بر این نیست که امتیاز ویژه‌ای به این زنان تعلق بگیرد ولی باید در نظر داشت مسائل یک زن معلول بسیار بیشتر از سایر زنان است.
تنها در صورت حضور نماینده‌ای از میان قشر نابینا یا معلول در مجلس شورای اسلامی است که قوانین به شکل همه جانبه و کامل تصویب خواهند شد.
ایران در سال 85 به کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت ملحق شد آیا تصویب این قانون با کنوانسیون در مغایرت قرار ندارد؟
- در این کنوانسیون، به طور مفصل و مکرر بیان شده که افراد دارای معلولیت از حقوق اولیه برابر با دیگران برای حضور در جامعه و زندگی برخوردارند و دولت‌ها مکلفند حقوق اولیه این افراد را به رسمیت بشناسند، برای آنها فرصت‌های برابر ایجاد کنند. در عین حال دولت‌ها نباید در مورد آنها تبعیض قائل شوند و به دلیل معلولیت، آنها را از افراد دیگر جامعه جدا نکنند و اجازه دهند مانند سایرین در امور سیاسی و تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داشته باشند. ما هم به این کنوانسیون پیوسته ایم و اجرای مفاد این کنوانسیون نیز مانند سایر قوانین لازم الاتباع است. متأسفانه نمایندگان ما یا نسبت به این موضوع بی‌اطلاع هستند و یا توجه نمی‌کنند و قانونی مغایر با آن را تصویب می‌کنند.
جامعه نابینایان که از این امر هم متضرر است و هم ناراحت از لحاظ قانونی چه می‌تواند انجام دهد تا حرفش را به نمایندگان برساند؟
تنها راه، فراهم شدن فرصتی است تا نابینایان بتوانند اعتراضشان را به گوش نمایندگان خود برسانند و رسانه‌ها باید زبان حال این افراد و واسطه آنها با نمایندگانشان باشند.
ما باید روی خواسته هایمان اصرار داشته باشیم و به طرق گوناگون اعتراضمان را نسبت به تصویب این قانون اعلام کنیم و خواهان اصلاح آن باشیم.
همین چند سال پیش بود که کانون دادگستری از حضور نابینایان به‌عنوان وکیل جلوگیری می‌کرد و معتقد بود وکلای نابینا نمی‌توانند در محاکم از حقوق موکلشان دفاع کنند. اما با اصرار و اعتراض برخی از وکلای نابینا، این حق به آنها داده شد.
حضور نابینایان به‌عنوان نماینده مجلس نیز از حقوق اولیه آنهاست و خود مردم می‌توانند بفهمند که نمایندگان نابینایشان دانش و مهارت لازم برای حضور در مجلس را دارند یا خیر؟ و آیا این افراد می‌توانند برای آنها مفید باشند یا خیر؟
زیرا همین مردم در انتخابات شورای شهر، دو نماینده نابینا را برای حضور در شورای شهر تهران برگزیدند. از طرف دیگر شاهد بودیم از الفاظی که عوام برای نامیدن افرادی که توانایی شنیدن و سخن گفتن را ندارند در مجلس استفاده شد که استفاده از لفظ کر ولال در سطح مجلس نیز توهین به این افراد به شمار می‌رود.
به نظر می‌رسد این نماینده محترم باید در صحن علنی مجلس و از طریق رسانه‌ها به دلیل همه قصورهایی که صورت گرفته از جامعه معلولان عذرخواهی کند.
به نظر شما این نا آشنایی نسبت به معلولان، از کجا نشأت می‌گیرد؟
بسیاری از مردم ما در مورد توانایی‌های نابینایان بی‌اطلاعند که این از قصور صدا و سیما و رسانه‌های دیگر در اطلاع‌رسانی نشأت گرفته است.
البته تمایل برخی از معلولان به حضور نیافتن در سطح جامعه و در فعالیت‌های اجتماعی نیز دلیل دیگری برای این موضوع محسوب می‌شود. من خود وکیل دادگستری هستم اما برای بسیاری، این موضوع هنوز جالب است و از من می‌پرسند شما واقعاً وکیل هستید.
در نگاه مردم، نابینا فردی متکی به دیگران است که نمی‌تواند زندگی مستقلی داشته باشد حال این موضوع در سطــــوح بالاتر به نمایندگان مجلس هم تسری می‌یابد در حالیکه انتظار این است آنها با بینش بالاتری به مسائل نگاه کنند.
در تصدی امر نمایندگی مجلس آنچه حرف اول را می‌زند دانش، تفکر و تخصص نماینده نسبت به قوانینی است که باید تصویب شود. اگر این‌گونه نباشد ما شاهد تصویب قوانینی خواهیم بود که کم و کاستی دارند و قدرت اجرایی لازم را ندارند و همه موضوعات در آنها پیش‌بینی نشده‌اند.
برای قانونگذاری تنها داشتن مدرک کارشناسی ارشد کفایت نمی‌کند ما قوانینی داریم که پس از گذشت صد سال هنوز نتوانسته‌اند موادی از آن را تغییر دهند زیرا جامع و کامل هستند کاش به موضوع نمایندگی مجلس این‌گونه نگاه شود تا اینکه به مشکل فیزیکی افراد نگریسته شود.
منبع :روزنامه ایران
امروز لیلا والایی، وکیل دادگستری در این ستون هم سخن ماست. او میگوید: میخواهم در مورد مشکلی که اغلب کم بینایان با آن دست به گریبان هستند، صحبت کنم. بچه های کم بینایی که مشکل بیناییشان به تدریج پیشرفت میکند یا از عصا استفاده نمیکنند یا در استفاده از آن خیلی عجول هستند. شاید این بدان دلیل باشد که احساس نمیکنیم مشکلمان پیشرفت کرده یا نمیخواهیم آن را بپذیریم یا مثل من جلوتر از عصایمان راه میرویم. در اغلب افراد سرعت پیشرفت نابینایی خیلی کند است. گاه خود فرد هم متوجه آن هست، اما به جای اینکه تصمیم بگیرد و استفاده از عصا را شروع کند میگوید دقتم را بیشتر میکنم و با همین بینایی بدون عصا راه میروم. مدتی پیش در روزنامه خواندیم خانمی که تنها 10 درصد بینایی داشت در چاله آسانسور افتاد. این بینایی آن قدر نیست که فرد به آن تکیه کند و بدون عصا حرکت کند. شاید اگر این خانم عصای باز در دست داشت این اتفاق برایش نمی افتاد. مورد دیگری که اغلب ما با آن رو برو شده ایم این است که وقتی میخواهیم از خیابان بگذریم رانندگان خودروها به ما اجازه عبور نمیدهند و گاه بوق میزنند، یعنی صبر کن تا ما بگذریم. شاید هم منظورشان این است که تو اینجا چه کار میکنی. متأسفانه صدا و سیما هم با اینکه تکلیف قانونی دارد تا در این مورد به مردم آموزش بدهد به وظیفه خود عمل نمیکند که البته کوتاهی از ما و تشکلهایمان است که این خواسته را به گوش مسئولان نمیرسانیم. اما اخیراً قانونی به نفع ما تصویب شده که رانندگان را مکلف میکند به محض دیدن عصای سفید بایستند، یعنی عصای سفید به منزله چراغ قرمز است. حال که این قانون را داریم بهتر است خود ما در فرهنگسازی سهیم شویم، چون بیش از همه به نفع خودمان است و بویژه در چهارراهها که اغلب افسر ایستاده است اگر راننده ای به عصای سفید اعتنا نکرد، از مردم کمک بگیریم و شماره خودرو را برداریم و به افسر بدهیم و بخواهیم راننده خاطی را جریمه کند. البته بعضی از جرایم برای دوربینهای نصب شده در معابر تعریف شده است، اما گمان نمیکنم این مورد نیز در نظر گرفته شده باشد. ما میتوانیم از راهنمایی و رانندگی بخواهیم این مورد هم در برنامه این دوربینها در نظر گرفته شود. والایی در ادامه میگوید: میبینیم آقای صابری، نماینده نابینای شهر تهران به خوبی از حقوق نابینایان دفاع میکند و جای آن دارد که همه ما از ایشان تشکر کنیم؛ بعنوان مثال اینکه در فروشگاههای شهروند یکی از کارمندان موظف شود تا در هنگام خرید به فرد نابینا کمک کند. این یکی از مشکلات بزرگ نابینایان بوده و هست. البته پیش از این هم گاه کارمندان فروشگاه به کمک نابینایان میآمدند، اما این بسیار متفاوت است که آنها مکلف به این کار باشند. یکی از خوانندگان روزنامه نیز در مورد استفاده مستقل از خودپرداز بانکها پرسیده است. ما منتظر شنیدن تجربه های شما در این مورد هستیم.
 
تاریخ ثبت در بانک 22 تیر 1395  
فایل پیوست
تصویر